+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت
22:5 توسط erika
بی تو کجا روم ؟
بیتو کجا روم کجا ؟ 
ای عزیز جان من ای مرهم دردهای من بی تو کجا روم ؟
گر زنده مانم نتوان زنده بود .
گر بمیرم نتوان مرده شوم .
عشق بر من دادی و محبت . عهد بستی بر من و وعده ها
زتو اموختم راز زندگی را
ز تو دریافتم راه زندگی را
بیتو زندگی عذاب بود
بیتو عاشقی گناه بود .
گمشده ام در جاده های تنهایی
گنهکار رمز عشق و عاشقی
با تو هر نفس اراسته ام
با تو هر کلام وابسته ام
ای جانان بهتر ز جان من
ای زیبا بهتر ز جهان من .
بیتو کجا روم .... کجا ؟
در جدایی نیاید تابم
در تنهایی نیاید رازم .
بیتو چه کنم زندگانی و ازادگیم
بیتو چه کنم ارامی و ازادیم
تویی خدای دل پاک من
تویی قبله گاه و دین و ایمان من
ای عزیز جان من ای مرهم دردهای من
تو بگو
بی تو کجا روم ؟ کجا روم ؟

ای عزیز جان من ای مرهم دردهای من بی تو کجا روم ؟
گر زنده مانم نتوان زنده بود .
گر بمیرم نتوان مرده شوم .
عشق بر من دادی و محبت . عهد بستی بر من و وعده ها
زتو اموختم راز زندگی را
ز تو دریافتم راه زندگی را
بیتو زندگی عذاب بود
بیتو عاشقی گناه بود .
گمشده ام در جاده های تنهایی
گنهکار رمز عشق و عاشقی
با تو هر نفس اراسته ام
با تو هر کلام وابسته ام
ای جانان بهتر ز جان من
ای زیبا بهتر ز جهان من .
بیتو کجا روم .... کجا ؟

در جدایی نیاید تابم
در تنهایی نیاید رازم .
بیتو چه کنم زندگانی و ازادگیم
بیتو چه کنم ارامی و ازادیم
تویی خدای دل پاک من
تویی قبله گاه و دین و ایمان من
ای عزیز جان من ای مرهم دردهای من
تو بگو
بی تو کجا روم ؟ کجا روم ؟
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت
20:22 توسط erika |
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت
20:12 توسط erika |
عشق
با توام ای سهراب ای به پاکی چون اب . 
یادته به من گفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد
نیستی سهراب تا ببینی شقایق هم مرد
یادته گفتی اومدی سراغ من نرم و اهسته بیا
که مبادا ترک بردارد چینی تنهایی تو ...
اومدم اهسته نرمتر از پر یک قو . خسته از دوری راه .
خسته و چشم به راه
یادته گفتی به من عاشقی یعنی دچار . فکر کنم شدم دچار
تو خودت گفتی چه تنهاست ماهی اگه دچار دریا باشه .
یادته گفتی گاه گاهی قفسی می سازم می فروشم به شما .
تا به اواز شقایق که در ان زندانیست دل تنهایی تان تازه شود .
پس کجاست اون قفس شقایقت منو با خودت ببر به قایقت .
راست می گفتی کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود .
اره کاشکی دلشون شیدا بود .
من دنبال یه چیز بهترم سهراب .
تو خودت گفتی بهترین چیز رسیدن به ..
نگاهیست که از حادثه ی عشق تر است.


یادته به من گفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد
نیستی سهراب تا ببینی شقایق هم مرد
یادته گفتی اومدی سراغ من نرم و اهسته بیا
که مبادا ترک بردارد چینی تنهایی تو ...
اومدم اهسته نرمتر از پر یک قو . خسته از دوری راه .
خسته و چشم به راه
یادته گفتی به من عاشقی یعنی دچار . فکر کنم شدم دچار
تو خودت گفتی چه تنهاست ماهی اگه دچار دریا باشه .
یادته گفتی گاه گاهی قفسی می سازم می فروشم به شما .
تا به اواز شقایق که در ان زندانیست دل تنهایی تان تازه شود .
پس کجاست اون قفس شقایقت منو با خودت ببر به قایقت .
راست می گفتی کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود .
اره کاشکی دلشون شیدا بود .
من دنبال یه چیز بهترم سهراب .
تو خودت گفتی بهترین چیز رسیدن به ..
نگاهیست که از حادثه ی عشق تر است.

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت
19:34 توسط erika |


